عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
41
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
بود اندر ولايت خراسان . و از كوه باسيان [ 1 ] بيرون آمد با سى هزار مرد با اهل بيت خويش ، و كين جد بخواست . موسى پيغمبر عليه السلام بروزگار او بيرون آمد ، و چون از پادشاهى او شصت سال بگذشت [ 2 ] موسى عليه السلام با بنى اسرائيل از مصر بيرون آمد و فرعون وليد بن مصعب [ 3 ] اندر نيل غرق شد ، و چون هفتاد سال از ملك منوچهر بگذشت ، افراسياب بن بوشنگ [ 4 ] بيرون آمد و حرب كرد ، و منوچهر را اندر كوههاى طبرستان بحصار كرد [ 5 ] و پادشاهى او بگرفت . و دوازده سال او داشت تا از وى بازستد ، و ميان ايران و توران حد نهاد ، و گرشاسپ كه پهلوان ايران بود ، بروزگار او بود . و اين گرشاسپ جد سام بن نريمان بود و جد رستم ، و منوچهر زمين آبادان كرد : و از فرات [ 6 ] جوى بزرگتر ببريد و كاريز كندن او فرمود ، و مردمان را برزگرى [ 7 ] او فرمود ، و چون افراسياب ايران بستد ، اندران ميان [ 8 ] پوشنگ [ 9 ] بنا كرد .
--> [ ( 1 - ) ] اصل : نانسان ؟ ب : مانسان ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو نسخه : و چون از شصت پادشاهى او سال بگذشت ؟ [ ( 3 - ) ] ب : مصيعت ؟ طبرى : الوليد بن مصعب . [ ( 4 - ) ] ب : بوشنك ؟ بدون نقطهء حرف اول . اما اين نام در كتب تاريخ و ادب پشنگ پدر افراسياب است ( بندهشن فصل 31 فقرهء چهاردهم ببعد ) كه در فارسنامه 13 افراسياب بن فاشن آمده . غرر اخبار 48 ، افراسياب بن پشنگ . طبرى ، فراسياب بن فشنج ( 2 ر 529 ) [ ( 5 - ) ] ب : و منوچهر بكدست طبرستان ؟ [ ( 6 - ) ] ب : اقرات ؟ [ ( 7 - ) ] برز در عربى دانهايست كه براى روئيدن در زمين انداخته شود ( شرح قاموس ) و برزگر زراعت كننده باشد . [ ( 8 - ) ] حرف دوم نقطه ندارد و در اصل مغشوش است . [ ( 9 - ) ] ب ، بوسنگ ؟ اصل بوشنگ كه مقصد از آن پوشنگ - فوشنج معرب است . سيفى هر وى گويد كه در خراسان اول شهرى كه بنا كردهاند خطهء فوشنگ است و او را پشنگ بن افراسياب بنا افگند و بعضى ميگويند كه بانى او هوشنگ است ربيعى گويد : كه هوشنگ پوشنگ را ساخته است * چو خرم بهشتش بر آراسته است ( تاريخ هرات )